معنی فری | Babel Free
fa.ˈriːتعریفها
معادلها
English
dear
مثالها
“SN همان گاودوشان به فرمانبری همان تازی اسب رمیده فری hamān gāvdūšān be farmānbarī hamān tāzī asb e ramīde farī”
“Xq سایه ٔ ذوالجلال بین وز فلک این نداشنو اینت مجاهد هدی ، اینت مظفر فری”
سطح CEFR
C2
تسلط کامل
این واژه بخشی از واژگان سطح CEFR C2 است — سطح تسلط کامل.
این واژه بخشی از واژگان سطح CEFR C2 است — سطح تسلط کامل.
Know this word better than we do? Language is a living thing — help us keep it growing. Collaborate with Babel Free