HomeServicesBlogDictionariesContactSpanish Course
← بازگشت به جستجو

معنی مفتوح | Babel Free

صفت CEFR B1
maf.ˈtuːh

تعریف‌ها

  1. open, opened
  2. conquered, subjugated

مثال‌ها

“آقای زیباکلام سه پرونده قضائی مفتوح داشت. اتهام او در پرونده اول و دوم «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و در پرونده سوم، «نشر مطالب خلاف واقع» بود.”

Mr. Zibakalam had three open legal cases. In the first and second cases, he was accused of "propaganda activity against the system," and in the third, of "dissemination of topics contrary to fact."

سطح CEFR

B1
متوسط
این واژه بخشی از واژگان سطح CEFR B1 است — سطح متوسط.
See all B1 فارسی words →

همچنین ببینید

این واژه را در بافت یاد بگیرید

مفتوح را در گفتگوهای واقعی در دورهٔ زبان رایگان ما ببینید.

شروع دورهٔ رایگان

Know this word better than we do? Language is a living thing — help us keep it growing. Collaborate with Babel Free