معنی مشوش | Babel Free
mu.ʃaw.ˈwaʃتعریفها
مثالها
“بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو بیا ببین که در این دم چه ناخوشم بی تو”
Come because in the sadness of your love I am anxious without you Come see how unwell I am at this moment without you
“گاه گفتی: «خاطر اسکندریه دارم که هوائی خوش است» باز گفتی: «نه، که دریای مغرب مشوش است»”
“گر تو زین دست مرا بیسروسامان داری من به آه سحرت زلف مشوش دارم.”
سطح CEFR
B1
متوسط
این واژه بخشی از واژگان سطح CEFR B1 است — سطح متوسط.
این واژه بخشی از واژگان سطح CEFR B1 است — سطح متوسط.
Know this word better than we do? Language is a living thing — help us keep it growing. Collaborate with Babel Free