HomeServicesBlogDictionariesContactSpanish Course
← بازگشت به جستجو

معنی خوشبو | Babel Free

صفت CEFR B1
xʷaʃ.ˈboː

تعریف‌ها

sweet-smelling, fragrant

مثال‌ها

“نیافتم چو رخت ای پری گلی خوشبو بیاد وصل تو هرچند در چمن گشتم”

I did not find a rose as fragrant as your cheeks, o fairy, Though I went to the meadow in memory of my reunion with you.

سطح CEFR

B1
متوسط
این واژه بخشی از واژگان سطح CEFR B1 است — سطح متوسط.
See all B1 فارسی words →

همچنین ببینید

این واژه را در بافت یاد بگیرید

خوشبو را در گفتگوهای واقعی در دورهٔ زبان رایگان ما ببینید.

شروع دورهٔ رایگان

Know this word better than we do? Language is a living thing — help us keep it growing. Collaborate with Babel Free