معنی دامیثا | Babel Free
daː.miː.ˈsaːمثالها
“وجهة الصاق موى زياد چشم بيعديلست وبعضى او را معدنى دانستهاند ودر مصر او را حناى قريش نامند وصاحب نساج مركبى باين صفة بيان نموده ودر قلع بهق بسيار مؤثر است صبر زرد دم الاخوين علك انزروت صمغ عربى از هر يك جزوى سبد وزاج از هريك نصف جزو وبا آب صمغ بسرسته ونزد انطاكى طبخ قوى آن لازمست صمغ الداميثا صمغيست تلخ ومايل بسرخى وصاف او در نهايت حدت وحبيش تفليسى گويد كه از فارسى خيزد وملطف ومسخن قوى ومحلل رياح ودر مزاج وافعال قايم مقام حليتث است وكريه الرايحه نيست وقدر شربتش تا نيمدرهم است صمغ السر ودر جمع افعال مثل را بتاريخ است صمغ كرفس جبلى كماشير است صمغ فارسى صمغ اجاص است صمغ جوز رومى كهرباست صمغ الطرطوث وصمغ اشترغاز اشق است صمغ البلسان دهن بلسان است صمغ المحروث حلبث است وبه فارسى رز كوله پر نامند صمغ البطم علك البطم است صمغ الفثار كتيراست صمغ سداب برى نزد بعضى ثابلسا نيست صمغ الصنوبر را بتاريخ است صمغ الحرشف كنكر زرد است صمغ الزيتون اصطر كست صمغ الكمكام حصن لبان است […]”
سطح CEFR
B1
متوسط
این واژه بخشی از واژگان سطح CEFR B1 است — سطح متوسط.
این واژه بخشی از واژگان سطح CEFR B1 است — سطح متوسط.
Know this word better than we do? Language is a living thing — help us keep it growing. Collaborate with Babel Free